راز مرگ لنی به دست جرج در رمان موش ها و آدم های اشتاین بک چه بود؟
| شناسنامه رمان موش ها و آدم ها (Of Mice and Men) | |
|---|---|
| نویسنده | جان اشتاین بک (John Steinbeck) |
| سال انتشار | 1937 میلادی |
| ژانر / سبک | رمان کوتاه، تراژدی اجتماعی، واقع گرایی (Realism) |
| شخصیت های اصلی | جرج میلتون، لنی اسمپ، کندی، کرلی، کروکز |
| مکان و فضای داستان | استان کالیفرنیا، دشت سالیناس (رکود بزرگ آمریکا) |
| افتخارات و جوایز | برنده جایزه حلقه منتقدان drama نیویورک (1938) |
رمان موش ها و آدم ها (Of Mice and Men) اثر جان اشتاین بک (John Steinbeck) تصویری تکان دهنده از حذف افراد دارای نیازهای ویژه در چارچوب تفکر داروینیسم اجتماعی (Social Darwinism) ارائه می دهد. در این داستان، شخصیت لنی اسمپ (Lennie Small) با وجود داشتن نیروی جسمانی فوق العاده، به علت ناتوانی شناختی و معلولیت ذهنی، توانایی درک پیچیدگی های جامعه خشن اطراف خود را ندارد. مرگ تلخ لنی به دست نزدیک ترین دوستش جرج، نشان دهنده بن بستی ناگزیر است؛ جامعه ای که تنها سنجه اش برای ارزیابی ارزش انسان ها، اندازه سودآوری مالی و بهره وری نیروی کار است، هیچ جایی برای حیات افراد ضعیف و آسیب پذیر باقی نمی گذارد.
مرگ لنی به دست جرج فقط یک اقدام از روی شفقت یا ترحم شخصی نیست، بلکه بازتابی از خشونت ساختاری موجود در روابط اجتماعی آن دوران است. رویای دستیابی به استقلال مالی و خرید یک مزرعه کوچک که جرج و لنی همیشه در سر می پروانند، در مواجهه با قوانین بی رحم مالی به سرابی دست نیافتنی تبدیل می گردد. اشتاین بک با تصویرسازی این رنج مدام نشان می دهد که چگونه ساختارهای سرمایه داری، کسانی را که نمی توانند با معیارهای بازار کار هماهنگ شوند، نادیده می گیرند و در چرخه بقای نامناسب ترین ها از میان می برند.
اما چرا انتها داستان باید با چنین فاجعه ای رقم بخورد و آیا راه چاره دیگری پیش روی جرج وجود نداشت؟ چگونه مفاهیم بیولوژیک تکامل به حوزه های اجتماعی و مالی راه یافتند تا قربانی شدن ضعیفان را توجیه پذیر جلوه دهند؟ آنالیز لایه های عمیق تر این اثر داستانی، ابعاد تازه ای از جدال انسان ها با شرایط نابرابر را آشکار می نماید.
زندگی جان اشتاین بک و فضای مالی آمریکا در دهه سی میلادی
برای فهم دقیق تر مفاهیم مطرح در رمان، باید به زندگی نویسنده و شرایط اجتماعی دوران او نگاهی بیندازیم. جان اشتاین بک در سال های نخست قرن بیستم در استان کالیفرنیا به دنیا آمد و از نزدیک با کارگران مهاجر و جویندگان کار هم نشین بود. تجربه مستقیم او از کار در مزارع و مشاهده رنج طبقه فرودست، شالوده اصلی آثار او را شکل داد. او با قلمی واقع گرایانه، روایت گر زندگی کسانی شد که در جریان بحران های مالی، تمام دارایی خود را از دست داده بودند و برای بقا دست وپا می زدند.
دهه سی میلادی در ایالات متحده هم زمان با دوران رکود بزرگ (Great Depression) بود؛ دوره ای که در آن میلیون ها نفر بی کار شدند و فقر سراسر کشور را فراگرفت. در چنین شرایط سخت و بحرانی، ارزش های انسان محبت آمیز به شدت تضعیف شدند و رقابت بی رحمانه ای میان کارگران برای به دست آوردن حداقل دستمزد درگرفت.
اشتاین بک با تأثیرپذیری از این فضای تاریک، داستان کارگران فصلی را روایت کرد تا نشان دهد چگونه تنگناهای مالی، شفقت و همدلی انسانی را نابود می نمایند. جالب اینکه عنوان کتاب نیز الهام گرفته از شعری از رابرت برنز است که می گوید فزونین نقشه موش ها و آدم ها غالباً با شکست روبرو می گردد؛ تعبیری که بدبیاریِ مکرر انسان های بی دفاع را به فزونین شکل هویدا می نماید.
مفهوم داروینیسم اجتماعی و نحوه بروز آن در روابط انسانی
داروینیسم اجتماعی نظریه ای است که مفاهیم زیست شناختی تکامل نظیر بقای شایسته ترین ها (Survival of the fittest) را به جوامع انسانی تعمیم می دهد. بر اساس این دیدگاه، افرادی که توانایی کارایی و انطباق با شرایط سخت مالی را ندارند، به طور طبیعی از گردونه رقابت حذف می شوند. در رمان، این طرز تفکر به شکل کاملاً مشهود در برخورد سایر کارگران مزرعه با شخصیت های معلول و مسن بروز می یابد و ارزش هر فرد تنها بر اساس مقدار قدرت بدنی او سنجیده می گردد.
کشتن سگ قدیمی و ازکارافتاده کندی (Candy) نمونه دیگری از این طرز تفکر در داستان است. سگ به دلیل پیری و عدم کارایی از سوی سایر کارگران مایه زحمت تلقی می گردد و تیر خوردن او پیش درآمدی برای سرنوشت لنی است. این موازی سازی داستانی نشان می دهد که در جامعه مورد نظر اشتاین بک، هر موجودی که منفعت مالی نداشته باشد، محکوم به نابودی است و روابط عاطفی توان مقابله با معیارهای سخت گیرانه سودآوری را ندارند.
ناتوانی شناختی لنی و ناسازگاری او با محیط خشن مزرعه
شخصیت لنی نمونه ای شاخص از افراد با نیازهای ویژه است که در محیطی بدون تمهیدات مراقبتی رها شده اند. او فکر کودکی دارد که در بدن مردی فوق العاده قوی محبوس شده است. این عدم توازن میان قدرت جسمانی و توانایی تحلیل رفتاری، او را ناخواسته به سمتی سوق می دهد که خطرات بالایی برای خود و دیگران ایجاد کند. نبود آموزش و درک متقابل در جامعه باعث می گردد که رفتارهای ناآگاهانه او به عنوان تهدیدی بزرگ قلمداد شوند.
محیط مزرعه که بر پایه نظم ساختارمند و کار شاق پایدار است، هیچ گونه انعطافی در برابر ناتوانی های لنی نشان نمی دهد.
شخصیت های قدرت طلب مانند کرلی (Curley) از نقطه ضعف لنی برای اثبات فزونی خود استفاده می نمایند و او را به سمت بحران می کشانند. این تقابل نشان می دهد که ناآگاهی جامعه از نحوه تعامل با معلولیت، چگونه زمینه را برای بروز فاجعه و نابودی فرد آسیب پذیر فراهم می آورد.
| شخصیت آسیب پذیر | دلیل معلولیت / محدودیت | مکانیسم حذف به وسیله جامعه یا سیستم |
|---|---|---|
| لنی اسمپ (Lennie) | ناتوانی شناختی و معلولیت فکری شدید | عدم درک رفتار او، خشونت کرلی و مرگ ناگزیر به دست جرج |
| کندی (Candy) | کهولت سن و قطع شدن دست در حادثه کار | طرد تدریجی، کشته شدن سگ وفادارش و ترس از آوارگی در پیری |
| کروکز (Crooks) | معلولیت جسمی در ستون فقرات و تبعیض نژادی | جداسازی فیزیکی در اصطبل و محرومیت از حقوق برابر اجتماعی |
سراب استقلال مالی و ناکامی رویای آمریکایی برای طبقه فرودست
یکی از محورهای اصلی داستان، رویای مشترک جرج و لنی برای داشتن یک مزرعه کوچک و مستقل است. این رویای کوچک که نمادی از رویای آمریکایی (American Dream) است، به آن ها امید می دهد تا سختی های کارگری را تحمل نمایند. داشتن قطعه ای زمین و پرورش خرگوش برای لنی، تنها پناهگاه روانی آن ها در برابر بی عدالتی های محیط اطراف است و به زندگی شان معنا می بخشد.
با این حال، روند حوادث نشان می دهد که این رویای معصومانه در ساختار مالی موجود تنها سرابی فریبنده است. دستمزدهای ناچیز و استثمار مدام، امکان پس انداز واقعی را از کارگران سلب می نماید. نابودی این رویا با مرگ لنی ثابت می نماید که صعود اجتماعی و دستیابی به امنیت مالی برای طبقه آسیب پذیر، سرابی بیش نیست و سیستم های نابرابر اجازه فرار از چرخه فقر را به آن ها نمی دهند.
مرگ لنی و انتخاب دردناک جرج در غیاب نهادهای حمایتی
تصمیم جرج برای شلیک به لنی، تلخ ترین لحظه رمان است که ناتوانی عاطفی انسان را در برابر شرایط قاهره به تصویر می کشد. جرج می داند که اگر خودش اقدام نکند، لنی به دست خشمگین کرلی به سخت ترین شکل ممکن شکنجه یا کشته خواهد شد. این اقدام جرج اگرچه از روی محبت و برای نجات لنی از عذاب انجام می گردد، اما در اصل اعترافی است به این که جامعه هیچ امکانی برای حفاظت از افراد ناتوان ندارد.
نبود نهادهای حمایتی و ساختارهای درمانی مناسب، بار نگهداری از لنی را تنها بر دوش جرج قرار داده بود.
جرج در طول مسیر تمام کوشش خود را برای مراقبت از او به کار بست، اما دست آخر در برابر ساختار خشن پیرامون بازنده شد. این صحنه نشان می دهد که چگونه فشارهای اجتماعی، انسان های نیکوکار را مجبور می نمایند دست به اقداماتی بزنند که بر خلاف میل قلبی شان است.
پیغام رمان برای دنیای امروز و لزوم نقد نگرش های حذفی
با گذشت سال ها از نگارش کتاب، نقد اشتاین بک به رفتارهای حذفی و بی توجهی به حقوق افراد دارای نیازهای ویژه همچنان اهمیت دارد. دنیای مدرن اگرچه در ظاهر تغییرات زیادی نموده است، اما همچنان با معیارهای بهره وری مالی و کارآمدی سنجیده می گردد. بازخوانی این اثر هشداری است درباره خطرات بی توجهی به مسئولیت های اجتماعی و رها کردن گروه متمایز در برابر چرخ دنده های بی رحم رقابت.
نگاه انسان محور اشتاین بک یادآوری می نماید که سنجش معیار ارزش انسان ها بر اساس مقدار سوددهی مالی، پیغامدهای زیان باری برای اخلاق جامعه دارد. ایجاد محیطی امن و برابر برای همه افراد با هر سطحی از توانایی، تنها راه جلوگیری از تکرار فاجعه هایی نظیر سرنوشت لنی است. این شاهکار ادبی به ما می آموزد که کرامت انسانی باید بر هرگونه منفعت طلبی مالی تقدم داشته باشد.
منبع: یک پزشک